تایپ نویس های محمدرضا ترخان با کیبوردش !






 مستند 6 تایی ها  48 داستان موزیکال فارسی برای کودکان برچسب ها : انجمن های علمی دانشجویان,دانشجویان ایرانی,انجمن های علمی,علمی,علم,

انجمن های علمی دانشجویان افتتاح شد.

 

برای مشاهده به لینک زیر بروید :

 

http://forum.ir-std.info

 

 

 

http://forum.ir-std.info

+ نوشته شده در سه شنبه 22 تير 1389 توسط ترخان بزرگ | بازدید ها : 9 |

برچسب ها : ترخان,وبلاگ جدید ترخان بزرگ,

سلام به همه ی دوستان .

 

پاسخ نظراتتون رو می تونید در لینک زیر ببینید :

 

http://mrtarkhan.blogfa.com/post-19.aspx

 

اسباب کشی کردم :

 

لطفا دیگه اینجا نظر ندید !

 

http://mrtarkhan.blogfa.com

+ نوشته شده در پنجشنبه 10 ارديبهشت 1389 توسط ترخان بزرگ | بازدید ها : 36 |

برچسب ها : بمب ایلام,ایلام,انفجار ایلام,ترورهای ایلام,ایلام در انفجار,ایلام منفجر شد !,فرار از زندان به سبک هالیوود,

خبر دارید که جدیدا کارگردانای ایلامی عشق هالیود گرفتتشون . و جوونای ایلامی برای اینکه جذب بشن فیلم فرار از زندان ، 24 ، منطقه و بقیه ی فیلم ها و سریال های اکشن رو تا آخر دیدن از جمله جومونگ 1 و 2 و 3 !

چند روز پیش یه خونواده داداش گلشون رو به سبک هالیوود از زندان فراری دادن . قبلش هم رو بدن داداششون نقشه ی زندان رو خالکوبی کرده بودند ! روش 6 تا خط بود ! دو خط زندان رو تشکیل می داد ، دو خط ، در خروجی و ورودی و دو خط آخر هم محل فرار !

TNT کار خودشو کرد و از میون فراری های زندان یه دزد بیچاره که 3 ماه به زندانش مونده بود هم جوگیر شد !

حکم اعدامشون اومد و دزد بدبخت برگشتو خودشو تحویل زندان داد !

حالا هم با انفجاری روبرو شدیم که همه می گن کپسول ماشین بوده ، آخه می گن که ماشینی که منفجر شده دوگانه سوز بود یا اینکه تو جعبش کپسول گاز بوده !

خیلی تعجب کردم وقتی اینو گفتن ، آخه یکی از همسایه های ما می گه من میشناسمش و اصلا ماشینش دوگانه سوز نبود ، همین امروز هم دوتا تاکسی که من بحثشو شروع کردم همین حرفو زندن : "من می شناسمش ، اصلا ..."

اگه هم از این حرفا بگذریم و فکر و اندیشمون رو بر این مبنا بذاریم که همه ی اینا دروغ می کن ، تو فیلم مشخصه که جعبه ی ماشین کاملا سالمه و انگار یکی صاف کاریش کرده ! لابد خدا با فرشته هاش می خواد باهامون بازی کنه ، که اونا رو فرستاده تا ماشینو درست کنند و پلیس های زحمت کش رو بندازه تو تفکر و سردرگمی !

ماشین از وسط دو نصف شده وشایعات پخش شده حاکی از اینه که یه نفر بمب رو گذاشته زیر صندلی شاگرد و از ماشین خارج شده نتیجش رو هم دیدیم ... !

نمی دونم کار کی بوده ؟ کار همون خانواده ای که میشه گفت برادران دالتون رو تو جیبشون گذاشتن ؟ کار تروریست ها ؟ کار عبدلمالک ریگی ؟ کار آمریکا ؟ یا اصلا تصادفی بوده ؟

و به نظر من کار هر کی بوده دلیلش برای انجام این کار ترسوندن مردم بود .

بگذریم :

کلیپی رو که یکی از شهروندان گرفته رو ببینید . یکی ازشون که جزغاله شده !

دیگه خودتون بقیه چیز ها رو ببینید ....

دانلود کلیپ با حجم 1.4 مگابایت از سرور غیر مستقیم پرشین گیگ

فرمت کلیپ : 3gp

پسورد : ندارد

کپی رایت : ندارد

+ نوشته شده در پنجشنبه 3 ارديبهشت 1389 توسط ترخان بزرگ | بازدید ها : 42 |

برچسب ها : شیطان,رفیق,رفیق دیرینه,ابلیس,ملاقات با ابلیس,,

فکر کنم کسی از مسابقه خوشش نیومد !!!

اشکال نداره ، بریم سر نوشتن خودمون :

کسایی که قسمت اول این داستانو نخوندن می تونند از لینک زیر ببینند :

http://tarkhan.dortinblog.com/post25.php

و با چهره هایی که در خیالم سایه افکنده اند ، قصه های دراماتیکی خواهم ساخت که در دنیای آخرت هم دست نیافتنی است !

چه از جان این گنه کار می خواهی ؟ بهشتت را نمی دهی ؟ جهنمت را خوش باد !

همیشه با شیطان و کارهایش که گمان کنم کارهایم درست تر باشد ، خوش بوده ام !

و همیشه هنگام غم با تو بوده ام ، هنگام بدبختی ، هنگامی که هیچ یاری ندارم و تنهایم ، زمان برایم به پایان رسیده ، در اوج خفت ، هنگامی که به کمک نیاز دارم !

و شاید این طبیعت تو باشد ، نمی دانم ...

و شاید طبیعت من باشد !

همیشه خوشی ها گناه شمرده می شوند و غم و اندوه ثواب و آن هم ثوابی بزرگ !

خدایا ...

چرا چنین است ؟

مگر تو می خواهی مرا شکنجه کنی ؟ !

مگر تو نمی خواهی در دنیایت زندگی کنم ؟

که عیش و نوش دنیایی را حرام و دوری از عیش و نوش آخری را حرام کرده ای !

بمیرم برای پدرم آدم ، که با زنا گناه نکرد !

اما با خوردن گندم از بهشت رانده شد !

به راستی تو کیستی ؟

برای چه مرا آفریدی ؟

شاید نمی دانی که سردرگمی و ندانستن چیزی برای یک انسان چقدر سخت است !

ولی دمت گرم !

صبری به انسان ، رنگی به دنیا ، فکری متغیر ، حافظه ای بسیار بد ! و شیطانی را خلق کردی که انسان می تواند همه چیز را به آسانی فراموش کند !

حتی می تواند فرزند دلبند ، مادری که بهشتت زیر پایش قدم می زند ، پدری که خونش از اوست و دختری که تا دقایق پیش برایش می مرد را فراموش کند !

و من کنون باید این جاده ی بیکران را بپیمایم ...
تا در هتل آخرت جایی رزرو کنم !

راستی بهشت کجاست ؟

جهنمی که می گویی راست است !

چگونه دلت می آید پسر خوش قیافه ای مثل من که همه مرا دوست دارند را به خاکستر تبدیل کنی !

این جملات را از شیطان فرا گرفته ام !

برای مواقعی که ترسی کوچک بدنم را می لرزاند !

این جملات را مواقعی به زبان می آورم که گردم می لرزد !

انگار که بزرگترین رگ گردنم می خواهد از دست من فرار کند ، اما نمی تواند و من با زور گردن و سیاهی درونم آن را نگه می دارم و عذابش می دهم !

به راستی او کیست ؟

نکند کمی از وجود تو باشد ؟

آخر همیشه می گویی که من از رگ گردن به تو نزدیک ترم !

قرآن را خواندم کتاب جالبیست !

به شما تبریک می گویم ، نویسنده ی خوبی هستید !

اما نمی دانم چرا !!!

واقعا نمی دانم چرا در زمانه ی کنون به جای نیکی و خوبی ، همه به فکر گناه هستند !

به گمان بی گمانم ، همه در پی دیدن جهنمو بهشت اند !

یا شاید بسیار کنجکاو اند و یا شاید فراموش کرده اند و نه فراموشی کوتاه ، بلکه فراموشی مطلق !

راستی به قول بابا لنگ دراز پنج فوتی از فرشته هایتان چه خبر ؟

جبرئیل بازنشسته نشد ؟

مگر کار او وحی رساندن نبود ؟

نه امامی ، نه پیغمبری و هیچ و هیچ و دیگر هیچ ...

حال مرا دریاب که سخت در پی یابیدنت هستم و بزرگترین و بهترین فرشته ای که خود ساختی مرا نمی گذارد که دریابمت !

می گویند همه چیز را می دانستی و می دانی و خواهی دانست !

پس چرا !!!

عذاب را دوست داری ؟!!!


این داستان ادامه دارد ...

+ نوشته شده در چهارشنبه 1 ارديبهشت 1389 توسط ترخان بزرگ | بازدید ها : 36 |

برچسب ها : ,مسابقه,مسابقه ی وبلاگ نویسی,تورنومنت,weblog tournament,tournament,جایزه : دامنه ی دات IR,

با سلام خدمت همه ی بازدید کنندگان محترم .

راستش من نمی دونم که قبلا این اتفاق افتاده یا نه اما می خوام این مسابقه رو برگزار کنم .

یه تورنومنت مجازی !

با توجه به اینکه من یه دانشجو ام اونم از نوع بدبختش (باور کنید هر کی میگه من دانشجو ام ، بدونید داره از زندگی لذت می بره !) جایزه ای که برای این مسابقه در نظر گرفتم یه دامنه ی ir. یکسالست که هزینش رو خودم می دم .

نه ... نه ... ، چرا مگه من چمه ! منم می خوام شرکت کنم ! من داور مسابقات نیستم و خودم هم شرکت می کنم . اصلا این مسابقه به داور نیاز نداره !

بعدا با هم مشورت می کنیم و این موضوع رو حل می کنیم !

فعلا با من بیاین ...

مسابقه یه مسابقه ی خیلی سادست که فکر کنم این بازی رو همه با دوستاشون انجام دادن ، یا حداقلش اینه که این بازی رو دیدن و شنیدن . اما من دوباره توضیح می دم و در آخر هم اگه کسی موافق بود شرایط و قوانینش رو می گم .

شما سوال می پرسید و نفر مقابلتون جواب میده به همین راحتی !

فقط یه سری قوانین هست که باید رعایت کنید . مثلا اینکه سوالتون حتما جواب داشته باشه . فرقی نداره تو هر زمینه ای باشه ، چونکه اینترنت و موتور جستوجوی گوگل در خدمت همه ی مردمه ! جواب سوالتون حداکثر چند کلمه باشه (بعدا مشخص میشه) ، زمان مشخص برای پاسخ دهی و ... که بعدا معلوم میشه !

برای دور اول 24 نفر شرکت می کنند و این بیست و چهار نفر دو به دو با هم رقابت می کنند .

دور دوم 8 نفر حذف میشه و 16نفر باقیمونده ادامه میدن .

راند سوم ! : 6 نفر حذف میشه و 10 نفر باقیمونده بازی رو ادامه میدن .

راند نیمه نهایی ! : 4 نفر حذف میشه و 6 نفر باقیمونده ادامه ی بازی رو انجام میدن .

راند ورود به فینال : 2 نفر حذف میشه و 4 نفر باقیمونده برای راهیابی به فینال با هم به رقابت می پردازند !

مرحله ی آخر : دو نفر باقیمونده اینقدر می زنن تو سر و کله ی هم تا اینکه یه نفر کم بیاره !

به نظر خودم که تو دنیای مجازی کار جالبیه حالا نظر دوستان چیه نمی دونم ...

هر کی موافقه و دوست داره این مسابقه شروع بشه تو قسمت نظرات همین پست مشخصاتش رو (آدرس وبلاگ ، عنوان وبلاگ ، موضوع وبلاگ ، نویسنده ی وبلاگ ، سن اختیاری و دیگر مشخصات اختیاری) به صورت عمومی (اگه نظر خصوصی باشه هیچ تاثیری نداره !) بنویسه تا اگه به حد نصاب رسید شروع کنیم .

اگه سوالی دارید به صورت نظر خصوصی ارسال کنید تا بررسی بشه .

+ نوشته شده در شنبه 28 فروردين 1389 توسط ترخان بزرگ | بازدید ها : 65 |

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 صفحه بعد

subscript to tarkhan weblog - اشتراک وبلاگ ترخان

نمایش بنر بالا در امضای شما